محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
267
خلاصة الحكمة ( فارسى )
سوى لفايف گردهء جانب راست و اعضاء قريبه بدان و متفرّق در آنها . مىگردد براى افادهء تغذيهء آنها . پس ، بعد از آن جدا مىگردد از آن « عرق عظيمى » كه مىآيد به جانب گردهء چپ و متفرّع مىگردد نيز به عروق شعريه [ اى ] كه متفرّق مىگردند در لفايف گردهء چپ و اعضاء قريبه بدان براى افادهء تغذيهء آنها . پس ، متفرّع مىگردد از آن ، دو عرقِ عظيم كه آن هر دو را « طالعين » نامند و متوجّه مىشوند به سوى هر دو گرده براى تصفيهء مائيت دم ؛ زيرا كه گرده جذب مىنمايد از آن هر دو غذاى خود را - كه مائيت دم است - . [ تبصره ] : و گاه منشعب مىگردد از ايسرِ طالعين ، عرقى كه مىآيد به بيضهء يسراى مردان و زنان - به نحوى كه بيان نموده شد در شرائين - و فرو نمىگذارد چيزى در اين و در آن كه متفرّع مىگردد بعد از اين در عرق و متوجّه مىگردند به سوى انثيين . و عرقى كه مىآيد به سوى يسرى ، مىگيرد هميشه شعبه [ اى ] از ايسر اين هر دو طالعين . و بسا هست كه مىباشد در بعض مردم هر يك از اينها منشأ از آن . و آن كه مىآيد به جانب يمنى پس اتّفاق مىگردد مر او را به ندرت آن كه شعبه [ اى ] از ايمن آن هر دو طالعين اخذ مىنمايد . و ليكن اكثر احوالِ آن اين است كه مخلوط به آن نمىگردد . و عرقى كه مىآيد از انثيين از گرده در آن « 1 » ، مجرايى است كه نضج مىيابد در آن منى و سفيد مىگردد بعد از سرخ بودن ؛ براى كثرت معاطفتِ عروق آن و استدارت آن و چيزى كه مىآيد آن را نيز از صلب . و اكثر اين عروق ، غايب مىگردند در قضيب و عنق رحم ؛ چنان چه در عروق ضوارب ذكر يافت . و شعبه [ اى ] از اجوف [ هست ] كه تكيه كرده است بر عظام صلب تا آن كه منتهى گشته است ، يا به هر دو پا ابتداء نموده است از اجوف نازل و متوّجه آن چه انحدار گشته و متفرّع گشته از آن نزد هر فقره و داخل آن فقره گشته و متفرّق شده در عضلى كه موضوع است نزد آن . پس ، متفرّق گشته است عروقى كه آمده است به « خاصرتين » و منتهى گشته به
--> ( 1 ) . الف و ب : در ران .